آینـــــــــه من
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است
فکر کن امروز 97/12/28 هست ...ساعت دو از سازمان می زنم بیرون .....یه حس خوب.....نمی دونم چرا اخه من همیشه روزهای آخر سال حال خوبی ندارم...یه جور دلتنگی میوفته به جونم ...انگار بین این و اون گیر کردم حس خفه گی ...اما امسال برعکس دیگه از اون حال عجیب خبری نیست ...خوبم.......سرخوشم ....بعد از یه عمری حس می کنم عید داره میاد هوا داره گرم میشه ..دلتنگ رنگ سبز اردیبهشتم...اخه به نظرم سبزی درختها تو اردیبهشت با سبزیشون تو مرداد فرق داره ......به سرم زد یه ایستگاه پیاده برم .....اروم بودم ...یه خلسه عجیب ..... خدا می دونه چقدر اون ثانیه ها و لحظه ها خوب بود ....این خلسه رو تو سال جدید به فال نیک می گیرم ....امید به خدا
نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۸ساعت
14:43 توسط سمیه| |
| Design By : Night Melody |
